دختر گلم نازنين زهرا

ولادت امام رضا

کاش من یک بچه آهو می شدم می دویدم روز و شب در دشتها توی کوه و دشت و صحرا روز و شب می دویدم تا که می دیدم تو را کاش روزی می نشستی پیش من می کشیدی دست خود را بر سرم شاد می کردی مرا با خنده ات دوست بودی با من و با خواهرم چونکه روزی مادر م می گفت تو دوست با یک بچه آهو بوده ای خوش به حال بچه آهویی که تو توی صحرا ضامن او بوده ای پس بیا من بچه آهو می شوم بچه آهویی که تنها مانده است بچه آهویی که تنها و غریب در میان دشت و صحرا مانده است روز و شب در انتظارم پس بیا دوست شو با من مرا هم ناز کن بند غم را از دو پای کوچکم با دو دست مهربانت باز کن   ...
25 شهريور 1392

سوغاتی

دختر نازم اين لباسها رو همکار بابا برات از کربلا آورده دستش درد نکنه   ...
25 شهريور 1392

وقتی

    وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست   وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره   وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته   وقتی تو زندگیت ،  زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری   وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده     وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی     وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می  یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی   وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی  ...
20 شهريور 1392

بوسه برای بابا

کودکی، دخترکی ، موقع خواب سخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید: زندگی چیست؟ پدرش از سر بی صبری گفت:      زندگی یعنی :عشق دخترک با سر پر شوری گفت: عشق را معنی کن!                                                      پدرش داد جواب: بوسه ی گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده برآورد ز شوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت: پدر ... عشق اگر بوسه بود......
19 شهريور 1392