دختر گلم نازنين زهرا

بدون عنوان

دخترم نازنين ،عزيزم الان ديگه راه رفتنت که مثل فرفره شده بايد دنبالت بيايم وحرف زدنت چند تا میگی و برای خودت حرفهای عشق و زيبا ،ديشب مريض شده ای خيلی اذيت کرده ای نمی دونم حالت چطور شده ولی فکر کنم مال دندونتات باشه،دخترم دائم میری خونه عزيز و همه اونها را دوست داری ديشب عزيز اينها اومدن خونه ما کلی گفتيم، خنديده ايم با بابا بزرگت بازی کرده ای  کلماتی که ميگی  بابايی،مامانی،دد،عزيز،نازنين،آشغال،آبو،پ پ،     خيلی دوست دارم نازنين   ...
20 خرداد 1393

فرزند عزیزم

آن زمان که مرا پیر و ازکار افتاده ی افتی، اگر هنگام غذا خوردن لباس ... هایم را   کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را   بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده   است صبور باش و درکم کن   یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور   میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض   کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور   میشدم بارها و بارها داستانی را برایت   تعریف ک نم... وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز...
11 خرداد 1393

خدا خواست

                                                                     تو آمدی و خدا خواست دخترم باشی و بهترین غزل توی دفترم باشی تو آمدی که بخندی ، خدا به من خندید و استخاره زدم ، گفت کوثرم باشی خدا کند که ببینم عروس گلهایی خدا کند که تو باغ صنوبرم باشی ...
11 خرداد 1393

نازنين زهرا در حال قران خواندن

بیاید بیاید ، بچه ها یه حرف دارم با شما قرآن کتاب دینه کتاب مسلمینه قرآن کلام خداست راهنمای شماست قرآن را حفظش کنید خود را با ارزش کنید از حفظ قرآن ما خشنود می شه خدا پاداش حفظ قرآن هست بهشت و رضوان ...
7 خرداد 1393

خدايا

  توهدفی ، من دنبال توام تو معبودی ، من عبد توام توعشقی ، من عاشق توام تو نوری ، من شب پره توام تو بال باش ، من پرنده ام تو ارباب باش ، من برده ام تو همراه باش ، من رونده ام تو ناز باشی ، من نیازم تو آوازباشی ، من یه سازم خدایا فقط باش ، که بی تومی بازم . . .     ...
4 خرداد 1393
1