دختر گلم نازنين زهرا

مادر روزت مبارک1394

من بدهکار توام ای مادر همه جانی که به من بخشیدی لحظاتی که برای امن من جنگیدی و بدهکار توام عمرت را روزهایی که ز من رنجیدی... اشک ها دزدیدی و به من خندیدی من بدهکار توام ای مادر ...
22 فروردين 1394

خداحافظ پوشک

دختر نازم 2سال و4 ماهت است که تصيم گرفتيم از پوشک بگيريم نازنين خيلی سخت بود هنوزم هم نميگی ولی توی شلوارت هم خرابی نمیکنی هر دو ساعت يک بار داريم به زور ميبريمت نميدونم چرا اينقدر داری اذيت ميکنی دختر نازم باور کن از شير گرفتنت راحتر بود تا اين پوشک اميدورارم ياد بگيری توی اين 16 روز که تعطيل بوديم هيچ وقت نگفتی اميدورارم بگی
15 فروردين 1394

بدون عنوان

  عید نوروز عید نوروز می ‏رسد از راه شادی از روی خانه می‏بارد پدرم با چه دقتی دارد بوته ‏های بنفشه می‏کارد مادر مهربان من از صبح شستشو کرده هر چه را بوده پرده را شسته ، شیشه را شسته نیست در خانه ، ذره‏ای دوده تازه وقت غروب هم مادر خسته ، اما برای شادی ما می‏نشیند لباس می‏دوزد تا بپوشیم روز عید آن را ...
15 فروردين 1394

بدون عنوان

سالی در راه است سالی پر برکت سالی که اگر خواهی نیست در آن حسرت برف ها آب شدند غصه ها از ما دور یک دل خوش دارم که شده سنگ صبور تو در این خانه تکانی بتکان هر چه از درد حکایت میکرد بگذار پاک شوی از غم ها خالی شوی از دوده ی درد ...
15 فروردين 1394
1