نازنين زهرا شجاعینازنين زهرا شجاعی، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره
نیوشا شجاعینیوشا شجاعی، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

دختر گلم نازنين زهرا و نیوشا

الان من ۱۳ سالمه

مدرسه رفتن مهر۱۴۰۲

آغاز اولین روز مدرسه ات مبارک برایت یک دنیا انسانیت آرزومندم شادی تمام نشدنی ات آرزوی قلبی من است مهم نیست وقتی بزرگ شدی دکتر یا مهندس یا یه شغل دهن پرکن داشته باشی در هر مقام و منصبی که باشی فقط مفید باش مفید برای خانواده ات برای جامعه ات علم و تحصیل بدون معرفت هیچ ارزشی ندارد برایت دریچه ای از علم و دانش همراه با معرفت و انسانیت آرزومندم بخاطر بسپار مادری را که در روز اول مدرسه ات از ذوق خوابش نبرد و فقط ساعت را نگاه کرد تا تو دیرت نشه امروز برایت اینگونه دعاکردم! خدایا ! بجز خودت به دیگری واگذارش نکن! خدایا در راه علم و دانش کمکش کن تا علاوه بر علم آموزی، انسانیت را نیز یاد بگیرد ...
5 مهر 1402

ماه شهریور۱۴۰۲

سلام دخترهای نازم فرشته های کوچیکم امیدوارم همیشه خوشحال باشید آخر تابستان به خاطر اینکه نازنین جان  دوست داشت مسافرت بریم تصمیم گرفتیم بریم مشهد و بعد شمال با عمه اختر و دایی میثم رفتیم خیلی خوش گذشت   ...
5 مهر 1402

مرداد1402

خاطرات خوب و بد میایند و میروند فقط خاطراتشون میمونه در این ماه دوستان شیرازی و مشهدی عزیز کرمانی اومدند و رفتند فقط واقعا روزهای خوبی بود بابا جون با آقاابراهیم ...
5 شهريور 1402

تولدت مبارک عشقم

امسال(1402)در ماه محرم تولدت هست  دیروز چون مهمان از شیراز برای عزیز اومده رفتیم گشتیم و شب هم رفتیم خانه خاله اونجا یک کیک خریدم یه تولد کوچک کنار هم گرفتیم ...
10 مرداد 1402

عکس

عروس امید عمو(پسرعموی مامان) عروس امید عمو(پسرعموی مامان) مهمونی خونه همکار بابا عمو مجید با دایی میثم رفتیم رفتیم  روستای جهانجان و آب بازی و درست کردن مرغ بریان در آتش نیوشا خانم و لباس های محرمی ...
3 مرداد 1402

خاطرات 8و9 تیر1402

سلام قرار بود با بابا بریم بگریدم اما کنسل شد شب هم رفتیم شهربازی خوش گذشت چون شما بازی کردید و ازدلتون در امد دخترهای گلم زندگی خیلی سخت شده هم از نظر اقتصادی هم از بقیه موارد امیدوارم به خوبی این روزها تموم بشه ...
10 تير 1402

پیمان فوت کرد

سلام از امروز خاطراتم را خودم بنویسم من « نازنین زهرا »هستم 🌹 پیمان پسر عموی پدرم است او در آمریکا زندگی می کرد. وقتی فهمیدم واقعا ناراحت شدم . من یک بار او را   دیدم و همین عیدی بود برای هم من اولین بار بود و هم آخرین بار 😢 .  او در برابر تیر اندازی در آمریکا فوت کرد . وقتی پیمان خانه گفت :«من میروم به لب ساحل و رفت و آنجا دو نفر با هم دعوا کردند و 400نفر را کشتند و یکی از آنها پیمان بوده است وما دیروز رفتیم در تالار «شقایق» برای پرسه مرهوم پیمان شجاعی در آنجا سرودهای آمریکایی خواندیم و دعا های مخصوص خودشان را بر لفظ آوردیم 🌹
14 خرداد 1402

خدا

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛ چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم ، چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ، دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود” و اگر نخواهد “نمی شود” به همین سادگی … کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم فقط او را می خواندم و بس … ...
24 ارديبهشت 1402

سال1402

امیدوارم سال خوبی کنارشما دخترهای گلم داشته باشیم همیشه عشقم کفش هات برعکس میپوسی دوستتون دارم😀 اول روزهای عید رفتیم بندر و آخرهای عید هم رفتیم بم و ارگ جدید خوب بود ...
24 ارديبهشت 1402