نازنين زهرا شجاعینازنين زهرا شجاعی، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
نیوشا شجاعینیوشا شجاعی، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

دختر گلم نازنين زهرا و نیوشا

الان من ۱۳ سالمه

روز تاسوعا شب عاشورا

سلام دختر ها  از این به بعد تصمیم دارم خاطرات را از زبان خودتون بنویسم سلام من نازنین زهرا هستم امروز به خاطر کرونا مامان بابا اجازه ندادن بریم بیرون باز هم شب با مامان و بابا رفتیم هیئت  البته مثل دیشب توی ماشین بودیم برام عزاداری زیبا بود شیر دیدم علم دیدم مردهای که زنجیر میزدن  مامان و بابام توی ماشین سینه میزدن خدایا همه عاشق حسین هستن برای اولین بار مامان برام روسری مشکی پوشید آبجی نیوشا هم که خیلی مامان داره اذیت میکنه آخه مامان داره از پوشاک میگیرش  خیلی سخته خدایا بابام دوست دارم خودت برام نگه اش دار ...
9 شهريور 1399

محرم۹۹

امشب شب تاسوعا  هست به خاطر ترس از کرونا هیت  نرفتیم فقط امشب  باعمه فاطمه و نیایش توی ماشین از دور نگاه  کردیم  خدایا به حق  همین شب عزیز اول این کرونا را از جهان ببره  خدایا ما که پیشت آبرو نداریم به آبروی امام حسین تمام مریض ها را شفا بده دختر گلم نازنین زهرا توی ماشین گریه میکردی میگفتی  خدایا من دکتر نمیخوام  بشم  ولی عزیزم تا آخر عمر کنارم باشه شاید خدا دعای تو دختر کوچکم  را گوش بده و عزیز را شفا بده  الهی آمین
8 شهريور 1399

تولد آناهیتا

دختر گلم تولد آناهیتا ۱۲ تیر بود همه شب اونجا بودیم خیلی خوش گذشت ان شا الله  سایه مادر و پدر همیشه  بالا سرش باشه راستی دخترم برای روز دختر برات کتاب خریدم به دستمون  رسید  ...
13 تير 1399

اردیبهشت۹۹

دختر های نازم امروز ۹ اردیبهشت است عزیز های مامان هنوز کشور درگیر کرونا هست نازنین شما در خانه دری میخوانی و واقعا سخت است کلاس اولی همش بهت میگم بنویس خیلی جوش آینده تو را میزنم امیدورام  موفق بشی ۲۹ فروردین هم روز تولد مامان بود بابا جون برام یه گل زیبایی خرید آخه کرونا بود همه جا بسته بود الان هم ماه رمضان هست بابا روزه میگیره ولی من چون به نیوشا شیر میدم روزه نمی گیرم دوستتان دارم
10 ارديبهشت 1399

سیزده به در ۹۹

دخترهای گلم سیزده به در امسال با همه سالها فرق داشت به خاطر کرونا در خانه ماندیم و عزیز و بابا ماشا الله و عزیز مامان رفتیم در حیاط نشستیم امیدوارم این ویروس لعنتی بره راحت بشیم   ...
19 فروردين 1399