نازنين زهرا شجاعینازنين زهرا شجاعی، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره
نیوشا شجاعینیوشا شجاعی، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

دختر گلم نازنين زهرا و نیوشا

الان من ۱۳ سالمه

من کی هستم

    من دوشیزه مکرمه هستم وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود     من مرحومه مغفوره هستم وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام   من همسری مهربان و مادری فداکار هستم وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند   من ضعیفه هستم وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگیرند   من بی بی هستم ازوقتی نوه و  نتیجه هایم تیک تیک از من عکس می گیرند   من مامی هستم وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازی  می کند من مادر هستم وقتی مو...
16 مهر 1392

سوال

سؤال دویدم ودویدم به یک سؤال رسیدم کیه که توی دنیا ماهی می ده به دریا؟ برف و تگرگ می سازه درخت و برگ می سازه؟ به بلبلا آواز می ده به موش دم دراز می ده به آدمها خواب می ده آفتاب و مهتاب می ده جواب تو آسونه خدای مهربونه هر بچه ای می دونه ...
10 مهر 1392

راه رفتن

دختر ناز مامان نازنين جون اگه چند وقتی نمی تونم چيزی برات يادداشت کنم آخه همکار مامان رفته مرخصی زايمان و مامانی کارش زياد شده ببخش دخترم الان2 روزی است که چند ثانيه واميستی وخيلی هم ذوق میکنی با تمام وجود دوست دارم مامانی يه چند روزی هم هست يکم سرما خوردی الهی مامان قربونت بشه دختر نازم   ...
10 مهر 1392

ولادت امام رضا

کاش من یک بچه آهو می شدم می دویدم روز و شب در دشتها توی کوه و دشت و صحرا روز و شب می دویدم تا که می دیدم تو را کاش روزی می نشستی پیش من می کشیدی دست خود را بر سرم شاد می کردی مرا با خنده ات دوست بودی با من و با خواهرم چونکه روزی مادر م می گفت تو دوست با یک بچه آهو بوده ای خوش به حال بچه آهویی که تو توی صحرا ضامن او بوده ای پس بیا من بچه آهو می شوم بچه آهویی که تنها مانده است بچه آهویی که تنها و غریب در میان دشت و صحرا مانده است روز و شب در انتظارم پس بیا دوست شو با من مرا هم ناز کن بند غم را از دو پای کوچکم با دو دست مهربانت باز کن   ...
25 شهريور 1392