دختر گلم نازنين زهرا

95/01/18

دختر خوشکلم خونه عزيز بوديم من و بابا تازه از سرکار اومده بوديم ساعت4عصر بود عزيز چای درست کرده بود تو هم گفتی چای ميخوام بهت داديم بابا جون يه قند کوچک بهت داد وقتی ما سرگرم حرف بوديم تو دور از چشم همه يه قند بزرگ کردی دهنت قند توی گلوت گير کرده بود هر کاری کرده ايم بيرون نميومد آخرش خاله ثريا با ناخنش قند رو فرستاد پايين گلوت زخمی شده بود ولی بازم جای شکرش باقی هست که هستی دختر نازم خدا دوباره تو رو به ما بخشيد خدايا شکرت هزاران بار شکرت
23 فروردين 1395

خاطرات نوروز95

دختر نازم سلام عزيز مامان سال94 با همه خوبی ها و بدی هاش به پايان رسيد سال جديد با   دايی ميثم و خاله مژگان و امير سام کوچلو وعزيز رفتيم مشهد بعد رفتيم شمال و بعد هم قم 10 روزی گشتيم واقعا خوش گذشت هم به خاطر اينکه تو دختر نازم کنارم بودی هم دور از کرمان دختر خوشگلم خيلی زياد دوست دارم با تمام وجود .اينم عکس های نوروز95 ...
23 فروردين 1395

آرامش زندگی

  آرامش زندگی هر مردی احتیاج به چهار زن دارد تعجب نکنید اولین زن مادر اوست زنی که با مهربانی او را بزرگ می‌کند و به او راه رفتن را یاد می‌دهد با عشق به او حرف زدن و راه درست زندگی را نشان می‌دهد زن دوم خواهر اوست که با او غیرت را یاد می‌گیرد و هم‌بازی شدن را زن سوم همسر اوست کسی که عشق را با او تجربه می‌کند همراه شدن و یکی شدن اما آخرین زن و از همه مهم‌تر دختر اوست که دنیا را با او تجربه می‌کند   ...
3 اسفند 1394

بابا

کودکی، دخترکی موقع خواب ، سخت پاپیچ پدر بود و از او میپرسید: زندگی چیست؟ پدرش از سر بی صبری گفت: زندگی یعنی عشق.... دخترک با سر پرشوری گفت: عشق را معنی کن؟؟!!!! پدرش داد جواب: بوسه ی گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده برآورد ز شوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت: پدرم... عشق اگر بوسه بُود بوسه هایم همه تقدیم تو باد....! ...
23 دی 1394

بدون عنوان

به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...!   مکـــث میکنـــــم ...!   انگـــــار در " زیباییــ ــت " چیـــــزی را ,   جـــــا گذاشتـــــه ام !   مثلــــــــــا"...   در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش   در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی ...
23 دی 1394

تولدت مبارک

  سه سال پیش… مثل دیروز  بود که پا به این دنیا گذاشتی انگار همین دیروز بود که پاییز را پشت سر گذاشتی خدا یکی از فرشته های زیبا و مهربانش را به این دنیا هدیه داد تویی آن هدیه ی زیبا از طرف خدا برای این دنیا بهار تو را دید و تو شدی آغاز زیباییها بهار تو را دید و تو شدی آغاز شکفتن گلها از همان روز خدا تو را به من داد ، عشق تو را در قلبم مثل رازی پنهان قرار داد سالهایی نیز که تو نبودی اما عشق تو بود قلبم پر از آرامش و عشق و محبت بود میدانستم یکی مثل تو به این دنیا آمده و در راه است ، و این دل من است که خودش میداند و چشم انتظار است لحظه ی به دنیا آمدن تو ، لحظه شکفتن غنچه ای است در میان گلبرگهای سرخ قلبم که گلست...
28 آذر 1394

بدون عنوان

سلام دخترکم وقتی دلم گرفته و حس زندگی  ندارم ، وقتی شب میاد و امیدی به فردا ندارم یاد تو دلم رو آرام میکنه و به من حس زندگی رو میده  وقتی احساس گذر عمر میکنم ، موهای سپید خودم رو  در آینه نگاه میکنم ، با خودم میگم که عشق نیمی از عمرم رو گرفت ، اما دنیا خودش میدونه که تو یک زندگی دوباره رو به من دادی آن نیمی از عمر که گذشت مهم نیست ، مهم نیمه ی دیگر عمرم است که با تو هستم ، و این به اندازه یک عمر زندگی ،برام با ارزش است ! وقتی دلم بهانه میگیره ، کوچکترین غمی را به دل میگیره ، با یک حادثه ناچیز اشک میریزم ، امید به بودن تو است که همه غمها ،ساده از دلم میگذرند ! وقتی تو هستی و یادت همیشه همراه با دلم ، وقتی ...
26 آبان 1394